سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
جاده خاطره ها

جاده خاطره ها


سکوت میکنم....


نه از نداشتن حرف...


نه از نبودن درد....


از بغضی که گلوم رو گرفته.....


نفسم رو بند آورده....


فکر به "تو".... یاد "تو".....


د ل م انگاری داره میمیره......


 


دیروز صدای تیشه میومد....


ولی اینبار فرهاد نبود که کوه میکَند....


شیرین بود که دل میکَند.....


هرشب از درد زخم تیشه.....


غرق میشم توی سیلاب اشک چشمام.....


 


غریبه....


غربت رو حس کردم...


وقتی توی چشام نگاه کردی و گفتی شما....؟


غریبه......


کاش غریبه نبودی و.....


توی دمای صفر مطلق دلها....


دستام رو مهمون دستات میکردم و....


پر می کشیدیم تا دنیای لیلی و مجنون ها........


 


ترنم1 : زن که باشی ...عاقبت یک جایی ،یک وقتی...به قول شازده کوچولو...دلت اهلی یک نفر می شود ...


و دلت ،برای نوازش هایش تنگ میشود ...حتی برای نوازش نکردنش ...


تو میمانی و دلتنگی ها...تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد..


سراسیمه می شوی ،بی دست و پا می شوی...دلتنگ می شوی ،دلواپس می شوی...


دلبسته می شوی ؛و می فهمی...نمی شود "زن" بود...و عاشق نبود


ترنم2 : اردیبهشت رو دوس داشتم.... گنبد طلای امام رضا...حرم بی بی....جمکران......


ترنم3: طبق قولم با هر آپ جدید موسیقی وب عوض میشه:)


ترنم4 : أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ...


ترنم5 : توی لحظات آسمونی دل شکستگی تون دعام کنید..


 نمی شود "زن" بود...و عاشق نبود....


نوشته شده در پنج شنبه 28/2/91ساعت 3:55 عصر توسط رهگذرم، دل نبند.... نظرات ( ) |

دلگیر و دلتنگ از آدما....


سربه هوا و بی هدف.....


میون کوچه باغ خاطرات.....


با فانوس کوچیکم دنبال "تو" میگردم.....


تنها روشنایی راهم.....


چرا کسی از "تو" خبری نداره......


 


غریبه......


دونه دونه میشمرم روزای نبودنت رو....


تقویم ها تموم میشن....ولی....


از "تو" نشونی ندارن.....


هنوزم دلخوشم به جمله ی آخرت که گفتی:


" به امید دیدار"......


غ ر ی ب ه . . .


 


باز خواب دیدم... یه خواب بد.....


باز نبودی که ببینی...


اشکم رو...ترسم رو.... نگرانیم رو....


به روحم التماس میکردم......


التماس میکردم که برگرده.....


که بیدار شم.....


که تموم شه کابوس لعنتی.....


برگشت...بیدار شدم...ولی....


راستی.. تو از دلم خبر نداری....؟


 


ترنم1 : هى غریبه.........


روى کسى دست گذاشتى که همه دنیامه..........


بى وجدان.....


اینقدر راحت بهش نگو عزیزم............


ترنم2 : راستی غریبه چرا غریبه شده......؟


ترنم3 : هوای بارون دارم..... آسمون قشنگم...ببار برای دل تنگم......


ترنم4 : أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ...


ترنم5 : توی لحظات آسمونی دل شکستگی تون دعام کنید..


 زندگى جان، عزیزم! اگر افتخار میدى چند قدمى باهام راه بیا...


نوشته شده در چهارشنبه 20/2/91ساعت 6:16 عصر توسط رهگذرم، دل نبند.... نظرات ( ) |

هی از "تو" مینویسم....


هی تو میای نقطه میذاری....


هی میخوای تموم کنی از "تو" نوشتن رو....


هنوزم طاقت دیدن دلتنگیا و بغضم رو نداری....


میبینی که راضی نمیشه فقط به عطر خیالت و لمس نگاهت.....


تمومی نداره دلتنگیای دل من....مگر به حضور ابدی "تو".....


 


راستی به دستت رسید قاصدک دل من...؟


شنیدی پیغام دلم رو...؟


دیدی اشکای چشمم رو...؟


هرشب تا سحر..براش قصه میگفتم.....


از لیلی و مجنون....


شیرین و فرهاد....


من.... و "تو".....


 


غ ر ی ب ه.....


گم کردم خودم رو.....


میون روزهای "تو".....


و "تو" رو میون خط خطیام.....


خط خطیام رو میون بغضم....


بغضم رو توی چشام.....


 


ترنم1 : به جان چشمانت قسم......


اینبار آنچنان رفتنی ام .....


که ، کاسه های آب را هم قسم دهی....


نه آن روزها باز میگردند و نه من ........


ترنم2 : بغض داره خفه ت میکنه.... ولی مجبوری هی لبت رو گاز بگیری که نشکنه و جاری نشه اشکات.....


ترنم3 : زندگی آروم تر بنواز....دیگه نایی ندارم برای رقصیدن با آهنگ هایی که هرلحظه تغییرش میدی.....


ترنم4 : بی خیال.....


ترنم5 : أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ....


ترنم 6 : توی لحظات آسمونی دل شکستگی تون دعام کنید.....


 مرد نیستم اما حرفم یکی است ...."تو"...


نوشته شده در یکشنبه 17/2/91ساعت 6:44 عصر توسط رهگذرم، دل نبند.... نظرات ( ) |

دستم رو که گرفتی...گفتی بهترین  فال رو برات دارم....


گفتی اسم من توی فالت افتاده......و فال من.....


مدتهاست دیگه فال نمیگیرم....


از وقتی که دروغ از آب دراومد فالی که برام گرفتی......


 


دفترم رو که باز میکنم عطر "تو" میپیچه....


برگ برگش رد قطرات اشکم مونده.....


قلم که به دست میگیرم چشام دیگه جایی رو نمیبینه از حلقه ی اشک....


چقدر سخته سپردن "تو" به صفحات بی جان دفتر خاطرات.....


 


غ ر ی ب ه....


امشب ..توی آسمون...دنبال تو میگشتم....


از تک تک ستاره ها...از ماه و کهکشون....


اما... خبری ازت نداشتن.....


جوابی برای دل تنگ من نداشتن.....


غریبه ی قصه های من.....


پایان بخش شبای یلدای من .....


 


ترنم1 : قلبم را عصب کشی کرده ام.....


دیگر نه از سردی نگاهی می لرزد....


و نه از گرمی آغوشی می تپد .......


ترنم2 : بغضم شکست...دلم آروم گرفت..وقتی چشمم به گنبد طلات افتاد آقاجون....


ترنم3 : به رسم گذشته مثل سفرم به قم و تهران...دوستان اینترنتی مشهد رو هم دیدم ....


ترنم4 : دستم به نوشتن نمیرفت...هنوز عطر حرم رو حس میکنم.....


ترنم5 : به یادتون بودم.....


ترنم6 : با هر پست جدید آهنگ وب تغییر میکنه....


ترنم7 : أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ...


ترنم8 : توی لحظات آسمونی دل شکستگی تون دعام کنید..


 رفتن هم حرف عجیبی است ، شبیه اشتباه آمدن است !


نوشته شده در دوشنبه 11/2/91ساعت 2:40 عصر توسط رهگذرم، دل نبند.... نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin


کد موسیقی برای وبلاگ